سپاهیان حضرت مهدی(عج)
0 تشکل دانشجويي در نامهاي خطاب به آيت الله هاشمي شاهرودي با تاكيد بر عدم واگذاري پرونده جاسبي به دادستان تهران، اعلام كردند كه جلسه دادگاه جاسبي بايد در حضور دانشجويان، مسئولان، اصحاب رسانه و ساير آحاد مردم برگزار شود.
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، در نامه 100 تشکل دانشجويي خطاب به آيت الله هاشمي شاهرودي، رئيس قوه قضائيه درباره تخلفات رئيس غيرقانوني دانشگاه آزاد با ابراز خرسندي از ماه ها تلاش، تحقيق و پيگيري اين نهاد براي فهميدن زواياي مختلف مسئله فساد مديريتي دانشگاه آزاد و تبيين و روشنگري اين معضل در بين مسئولان، دانشجويان و افکار عمومي جامعه و همچنين وقوف براي لزوم پيگيري قضايي اين مسئله و صدور دستور احضار دکتر جاسبي، عضو هيئت امناي دانشگاه آزاد و رئيس واحد علوم و تحقيقات اين دانشگاه براي بازپرسي آمده است: البته اين سؤال همچنان در اذهان بر جاي مانده است که چرا شما و قوه قضائيه اينقدر دير و پس از گذشت زمان از ارائه ده ها سند و مدرک درباره مفاسد مديريتي و مالي دانشگاه آزاد و تذکرات متعدد مردم، رسانه ها، دانشجويان و مسئولان انقلابي، فقط با ديدن يک فيلم با تشکيل چنين دادگاهي موافقت کرده ايد؟
در ادامه اين نامه با قدرداني از عملكرد رئيس قوه قضائيه در اين مرحله تصريح شده است: يکي از وظايف مدعي العموم اين است که اگر جايي حقي از توده مردم ضايع مي شود بايد وارد عمل شود، ولو اينکه شکايتي از سمت شخص خاصي وارد نشود.
در اين نامه با اشاره به نزديک بودن آستانه تشکيل دادگاه جاسبي آمده است: با نگاهي گذارا به پرونده مفاسد مديريتي دانشگاه آزاد، با ليستي از تخلفات مواجه مي شويم که از جمله آنها مي توان به طرح فروش سؤالات کنکور دانشگاه آزاد و ادعاي گم شدن پرونده متهم رديف اول آقاي س.جاسبي توسط دادستان فعلي تهران، استفاده رانتي دانشگاه آزاد از برخي وزرا، نمايندگان مجلس و قضات درجه يک دادگستري به واسطه اعطاي مدرک دکتري، آغاز به کار کميته 5 نفره شوراي عالي انقلاب فرهنگي براي تغيير اساسنامه دانشگاه آزاد و توقف آن به خاطر کارشکني برخي بزرگان نظام، دريافت شهريه هاي سنگين از دانشجويان اين دانشگاه و خرج کردن قسمتي از آن در زمينه هاي غير مرتبط با دانشگاه آزاد و زمين خواري هاي صورت گرفته در واحد علوم و تحقيقات (غضب زمين هاي دادستان انقلاب و عضور شوراي نگهبان) اشاره کرد.
100 تشکل دانشجويي با اظهار اميدواري از اينكه سرنوشت اين پرونده همانند پرونده آقايان جزايري و موسويان نشود، خاطرنشان كرده اند: شايد تنها استنباطي که مي توان از احکام صادره درباره اين آقايان داشت اين است که عده اي از دانه درشت هاي اقتصادي با تکيه بر قدرت خود و نفوذي که متأسفانه در لايه هاي بالاي دستگاه قضايي دارند، توانستند جلوي رسيدگي و صدور احکام متناسب با جرايم اين آقايان را بگيرند و با خيال خود با دادن شکلات هايي، اشتهاي پيگيري بيشتر و جدي تر آن پرونده ها را کور کنند.
در اين نامه با اشاره به دو خواسته مهم دانشجويان در آستانه برگزاري جلسه دادگاه جاسبي تصريح شده است: از واگذار کردن مسئوليت اين پرونده به دادستان تهران خودداري شود؛ زيرا اذهان مردم نسبت به عملکرد دادستان تهران – ظاهراً مي توانند مدعي العموم هم باشند - داراي ابهامات بي شماري است.
در اين نامه اضافه شده است: الزام قانوني براي غيرعلني بودن دادگاه وجود ندارد، بنابراين جلسه بايد در حضور دانشجويان، مسئولان، اصحاب رسانه و ساير آحاد مردم برگزار شود.
در ادامه اين نامه با اشاره به امتناع جاسبي براي حضور در جلسات متعددي که براي دفاع از خود در دانشگاه ها برگزار شده، آورده است: حال که دعوت محترمانه افکار عمومي جامعه را براي پاسخگويي به مردم اجابت نكرده، اين خواسته مردم کاملا بر حق است که قانون، وي را مجبور به دفاع از خويش در حضور افکار عمومي جامعه كند؛ بنابراين اگر جاسبي دفاعي از خود دارد، اين گوي و اين ميدان.
100 تشكل دانشجويي در پايان نامه خود با تاكيد بر اينكه جنبش دانشجويي به عنوان يک جريان پويا و مستقل، عدالتخواهي و مبارزه با فساد را - هر جا که باشد – وظيفه خود دانسته و مي داند، تصريح كرده است: بدون شک بر اساس نتيجه اين دادگاه، دانشجويان تدابير لازم را خواهند انديشيد و استوارتر و مصمم تر از گذشته به راه خود ادامه خواهند داد و اميدواريم که قوه قضائيه نيز به جاي آن که سعي در مستقل بودن از نظارت ها و خواسته هاي قانوني مسئولان، دانشجويان و مردم داشته باشد، بتواند استقلالش را در برابر دانه درشت ها و منتفذان سياسي و اقتصادي حفظ كند.
اسامي اين 100 تشكل دانشجويي به اين شرح است:
بسيج دانشجويي دانشگاه تربيت معلم تهران، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تربيت معلم، بسيج دانشجويي دانشگاه تهران، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه تهران، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران، انجمن اسلامي دانشجويان پرديس قم دانشگاه تهران، انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده صدا و سيما، بسيج دانشجويي دانشگاه امير کبير تهران، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، بسيج دانشجويي دانشگاه علم و صنعت ايران.
بسيج دانشجويي دانشگاه علامه طباطبايي، بسيج دانشجويي دانشگاه تربيت مدرس، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه صنعتي شريف، بسيج دانشجويي دانشگاه الزهرا، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شهيد رجايي تهران، انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده علوم قضايي، بسيج دانشجويي دانشگاه امام حسين (ع)، بسيج دانشجويي دانشگاه علوم قرآني، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شاهد و بسيج دانشجويي دانشگاه علوم پزشکي تبريز.
جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه تبريز، بسيج دانشجويي دانشگاه سهند، بسيج دانشجويي دانشگاه اروميه، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اروميه، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي اروميه، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه اروميه، بسيج دانشجويي دانشگاه اردبيل، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه اردبيل، بسيج دانشجويي دانشگاه ايلام و انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي ايلام.
بسيج دانشجويي دانشگاه اصفهان، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اصفهان، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه اصفهان، بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي اصفهان، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اصفهان، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي اصفهان، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه هنر اصفهان، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شهيد مهاجر اصفهان، بسيج دانشجويي دانشگاه کاشان و بسيج دانشجويي دانشگاه بجنورد.
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي سبزوار، بسيج دانشجويي دانشگاه شهيد چمران اهواز، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه شهيد چمران اهواز، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه آزاد اهواز، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعت نفت اهواز، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه علوم پزشکي جندي شاپور اهواز، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه علوم و فنون دريايي خرمشهر، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه بين المللي آبادان، بسيج دانشجويي دانشگاه سمنان و انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه سمنان.
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي زاهدان، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل علوم پزشكي شاهرود، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه دريانوردي و علوم دريايي چابهار، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه خليج فارس بوشهر، بسيج دانشجويي دانشگاه زابل، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه زابل، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه زابل، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز و جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز.
بسيج دانشجويي دانشگاه علوم پزشکي شيراز، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي شيراز، بسيج دانشجويي دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين، بسيج دانشجويي دانشگاه علوم پزشکي قزوين، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه شهركرد، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه علوم پزشكي شهركرد، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شهرکرد، بسيج دانشجويي دانشگاه کردستان و بسيج دانشجويي دانشگاه علوم پزشکي کردستان.
بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور سنندج، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه ياسوج، بسيج دانشجويي دانشگاه شهيد باهنر کرمان، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه کرمان، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي رفسنجان، بسيج دانشجويي دانشگاه کرمانشاه، انجمن اسلامي دانشجويان مركز آموزش عالي كرمانشاه، انجمن اسلامي دانشجويان آموزشكده فني دختران كرمانشاه، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه رازي کرمانشاه و جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه گيلان.
جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي گيلان، بسيج دانشجويي دانشگاه لرستان، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شهيد منتظري مشهد، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي مشهد، بسيج دانشجويي دانشگاه مازندران، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي بابل، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه محمودآباد مازندران، بسيج دانشجويي دانشگاه دانشگاه اراک، انجمن اسلامي دانشجويان مركز آموزش عالي اميركبير اراك و انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه اراك.
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه مهرگان محلات، بسيج دانشجويي دانشگاه علوم پزشکي هرمزگان، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه هرمزگان، بسيج دانشجويي دانشگاه علوم پزشکي همدان، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه علوم پزشكي همدان، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه بوعلي سينا همدان، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه بوعلي همدان، بسيج دانشجويي دانشگاه ملاير، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه ملاير، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه يزد و جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه يزد./
قوانين شهيد سيد مجتبي علمدار
ü قانون اول: بارالها من اعتراف می کنم از اینکه قرآن را نشناختم و به آن عمل نکردم.
حداقل روزی 10 آیه قرآن بخوانم. – اگر روزی کوتاهی کنم و به هر دلیلی نتوانستم این 10 آیه را بخوانم روز بعد باید حتما یک جزء کامل بخوانم. تاریخ اجرا 4/5/69
ü قانون دوم: پروردگارا ، اعتراف می کنم از اینکه نمازم را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود و در نتیجه دچار شک در نماز شدم.
حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم. – اگر روزی به هر دلیلی نتوانستم این دورکعت نماز را بخوانم روز بعد باید نماز قضای یک 24 ساعت (17 رکعت) بخوانم. تاریخ اجرا 11/5/69
آيت الله علي اكبر فيض ، معروف به مشكيني ، در سال 1300 هجري شمسي درروستايي از توابع مشكين شهر و در خانواده اي متدين و اهل علم چشم به جهان گشود، پدرش از اهل علم بود و در كسوت روحانيت به تحصيل علم و رتق و فتق امور مردم مي پرداخت . آيت الله مشكيني هنگامي كه همراه پدر در نجف اشرف مقيم بود ، به مكتب خانه رفت / با رحلت پدر و به سفارش او براي تحصيل علوم ديني به اردبيل سفر كرد و مقداري از صرف و نحو را درآنجا آموخت ، سپس به قم آمد و در اين ديار عالِم خيز به تحصيل علوم ديني ادامه داد.آيت الله مشكيني پس از اتمام دوره سطح دردرس خارجه فقه و اصولِ استادانِ مشهورِ حوزه علميه قم از جمله آيات عظام بروجردي و محققِ داماد ، سالها كسب فيض كرد و نزديك به هفت ماه نيز در نجف اشرف در دروس خارج استادان آن ديار ، بويژه امام خميني (ره) شركت نمود.آيت الله مشكيني در سالهاي عمر با بركت خود منشا خدمات ، فعاليت هاي علمي و فرهنگي بسياري بوده است.آيت الله مشكيني در طي سالها تدريس مقدمات ، سطح و دروس خارج فقه و اصول در حوزه شاگردان بسياري را تربيت كرد كه ازاستادان و علماي امروز حوزه به شمار مي آيند.درس تفسير ايشان هم از دروس مشهور حوزه علميه قم بوده است . موسسه الهادي نيز يكي ديگر از يادگارهاي آيت الله مشكيني است كه با انتشار كتابهاي ديني مردم را با معارف اسلامي بيشتر آشنا مي كند . آيت الله مشكيني كتابهاي بسياري را در زمينه علوم اسلامي و قرآني تاليف كرده است كه اصطلاح الاصول ، مصطلحات الفقه ، الفقه الماثور ، دروس في الاخلاق ، ازدواج در اسلام ، مفتاح الجنان ، ترجمه قرآن كريم به فارسي ، واجبات و محرمات ، تقليد چيست ، رساله خمس و نهج البلاغه موضوعي برخي ازآنهاست.آيت الله مشكيني از نخستين كساني بود كه به نهضت امام خميني پيوست و به مبارزه با طاغوت پرداخت.طي دوران مبارزه بارها دستگير و به مناطق مختلف كشور از جمله زادگاه خود و مشهد ، ماهان كرمان ، گلپايگان و كاشمر تبعيد شد و سالهايي از دوران نهضت را در تبعيد گذراند اما دست از مبارزه با رژيم طاغوت برنداشت.ايت الله مشكيني همچنين از اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم بوده است كه بسياري از اعلاميه هاي آنرا امضا كرد. پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي نيز آيت الله مشكيني در مسئوليت هاي مختلف از جمله عضويت در خبرگان تدوين قانون اساسي ، رياست مجلس خبرگان رهبري در تمام دوره ها ، مسئول گزينش و اعزام قضات با حكم امام راحل (ره) ، امام جمعه قم و رئيس شوراي بازنگري قانون اساسي به نظام مقدس جمهوري اسلامي خدمات شاياني كرد.ايشان هم اكنون در بخش اي سي يو بيمارستان بقيه الله تهران بستري هستند وحال عمومي ايشان از نظر پزشكان مناسب نيست براي سلامتي ايشان وتمامي مراجع دعا كنيم
|
| ||
|
هاى و هوى اهورا
گروه رسانه،محمد رهبر: «وقتى كه حرف مى زنم نمى دانم چه مى خواهم بگويم و گاهى اوقات متعجبم چرا چنين و چنان مطلبى را گفته و مى گويم.» اين گفته ها را اهورا خالقى يزدى در مصاحبه با يكى از نشريات فارسى زبان چاپ كاليفرنيا مى گويد، اهورا يا فتح الله خالقى يزدى از شش ماه پيش در تلويزيون رنگارنگ كه يكى از بيست و چند شبكه ايرانى خارج از كشور است شمارش معكوسى را براى آمدن به ايران و براندازى جمهورى اسلامى آغاز كرده بود، اما قبل از آنكه دهم مهر را به عنوان روز موعود و پرواز به ايران مطرح كند، در تلويزيون رنگارنگ تنها به امور فراپزشكى مى پرداخت. خالقى يزدى مدعى بود كه مى تواند امراض لاعلاج را مداوا كند و از همه بينندگان مى خواست تا با تماس تلفنى نسخه خود را بپيچند و از درد رها شوند، گويا تعداد تلفن هايى كه نسخه مى خواستند هم كم نبوده است «روزى خانمى تلفن كرد، درباره درد بازو از من چاره خواست. به او گفتم بازويت را در روغن زيتون آغشته كن، من باورم نمى شد كه چنين پيشنهادى به او كردم. اما دو روز بعد، اين خانم به من زنگ زد و گفت كه دردش از ميان رفته است.» با اين احوال خالقى يزدى شايد به اين تصور رسيد كه مى تواند ادعاهاى بزرگترى مطرح كند: رفتن به ايران در روز مهرگان كه مصادف با نيمه شعبان هم بود و خالقى يزدى تا سه روز پيش از وعده اش اين تقارن را نمى دانست.
•من كه هستم اگر بخواهيم بدانيم اهورا خالقى يزدى كيست و قبلاً كجا زندگى مى كرده، چه مدركى دارد و وضعيت مالى اش چگونه است هيچ راهى نداريم. سايت اهورا كه به اين صورت نوشته شده است: آهورا، از دادن هرگونه اطلاعاتى درباره پيشينه و احوالات شخصيه اهورا خوددارى مى كند، با اين حساب چاره اى نيست كه به شنيده ها اكتفا كنيم، اگر نپذيريم كه فتح الله خالقى يزدى پنج زن دارد و استوار ارتش شاهنشاهى بوده است، گفته هاى خود خالقى يزدى را هم نمى توان پذيرفت كه داراى دو تخصص يكى در امور هوانوردى و ديگرى در نقشه كشى است. آنچه هست گويا خالقى يزدى از كودكى ايران را ترك كرده است و زبان الكن فارسى اش نشانگر همين ماجراست. خودش مدعى است كه سناتورهاى آمريكا ۴۰ سال است كه نسبت به او شناخت دارند، با اين همه خالقى يزدى نسبت به كسانى كه از دكتراى او مى پرسند و مدركش را مى جويند، آلرژى شديدى دارد، و در پاسخ به يكى از همين پرسشگران سمج با عصبانيت مى گويد كه دكتراى آزادسازى ايران را دارد. از آنچه در زندگى شخصى اش گذشته مى توان به سفرهاى شرقى خالقى يزدى اشاره كرد، اهورا خالقى يزدى چند سفر به هند و چين كرده است، به نظر مى رسد سفر هند تاثير ناخوشايندى داشته و خالقى يزدى در هند به تمام امور ماوراءالطبيعه بدون نظرى به دنياى واقعيات معتقد مى شود، نقش مرتاضان هندى در ذهن خالقى يزدى آنقدر هست كه بارها از مرتاضان نقل قول كرده و معتقد است كه مى توان با هماهنگ شدن با نبض دنيا (اين تعبيرات از خالقى يزدى نيست) به پيشرفت هاى سريعى دست يافت، خالقى يزدى از هواداران نظريه تناسخ هم هست و از تكرار شدن وقايع و سيكل ۷ ساله براى تمامى حوادث اجتماعى سياسى دفاع مى كند، اين نظرات را نيز شايد بتوان به سفر هند نسبت داد: «نمى گويم كه من به اعراب احترام نمى گذارم، من به همه احترام مى گذارم، اگر مى خواهيد يك هخاايرانى باشيد، بايستى به تمام آنچه كه در طبيعت وجود دارد چه گياه، چه انسان احترام بگذاريد.» دفاع خالقى يزدى از مرتاضان و جوكى هاى هند به همين جا ختم نشده و به نژادپرستى ايرانى مى انجامد: «مرتاضان هندى در اصل پارسى هستند، اجداد آنان ايران را ترك و به هندوستان مهاجرت كردند، تمام كسانى كه از نظر معنوى و مادى در هند موفق هستند، ايرانى هستند.» با اين اوصاف نبايد خالقى يزدى را برخلاف تاكيداتش بر گفتار و پندار و كردار نيك و روشن كردن آتش در مقبره كورش يك زرتشتى به حساب آورد، جالب اينجاست كه كورش نيكنام نماينده زرتشتيان در مجلس هفتم هم نسبت به اظهارات خالقى يزدى واكنش نشان داده و او را شياد خوانده است و نام و فاميل اهورا خالقى يزدى را دليلى دانسته كه به زرتشتيان نسبى نمى برد. دانسته هاى خالقى يزدى درباره زرتشتيان از برافروختن آتش و همان نيكى كردن ها فراتر نمى رود، حتى نام اهورا هم ربطى به اهورامزدا ندارد بلكه مخفف اين عبارت است: «آزادى همگان و رهايى ايران»، خالقى يزدى در واقع شعار را به گونه اى طراحى كرده است كه به كلمه اهورا برسد، غافل از اينكه زرتشتيان هيچ گاه نام خداوند را براى خودشان انتخاب نمى كنند. درباره اينكه خالقى يزدى ثروتمند است يا نه هم چيزى نمى دانيم جز حرف هاى جسته گريخته خودش: «هر چيزى كه من به دست آورده ام، بدون سختى و دشوارى نصيبم شده است، من هيچ گاه براى به دست آوردن پول تلاش نكرده ام، اما ميلياردها پول ساخته ام و قسمت اعظم آن را بخشيده ام.» شايد بتوان ثروت رنج نكشيده را ارث و ميراث دانست اما نمى توان درباره بخشش خالقى يزدى و ميزان ثروتى كه پس از اين دست و دلبازى برايش مانده است، نظرى داد. • رهبران بازيگر - خواننده آمار دقيقى از تلويزيون هاى فارسى زبان در دست نيست به اين دليل كه هر هفته شبكه اى افزوده يا كاسته مى شود، اما ۲۳ شبكه ماهواره اى فعال تمام بنيه خارج نشينان است. از ميان كانال هاى فارسى زبان نزديك به نيمى از اين شبكه ها كاملاً غيرسياسى هستند و با پخش موسيقى و فيلمفارسى گذران مى كنند و تمامى برنامه هاى زنده اين شبكه ها نيز به تبليغ و آگهى مستقيم اختصاص دارد، مديريت شبكه هاى ايرانى به گونه اى است كه مدير شبكه هم مجرى و هم مدير است و بيشترين حجم برنامه هاى زنده نيز به همين مدير _ مجرى تعلق دارد. شبكه رنگارنگ كه اهورا خالقى يزدى چهره ثابت آن است از سال ۵۷ به صورت كابلى براى ايرانيان لس آنجلس برنامه پخش مى كرده، برنامه هايى در سطح فيلمفارسى و موزيك اما گويا از شش ماه پيش خالقى يزدى و دوستانش اين شبكه را خريده اند و به جمع تلويزيون هاى سياسى آمدند. با اينكه رقابت ميان شبكه هاى سياسى بيشتر ريشه در دعواهاى قديم دارد و كسانى كه در رژيم سابق پست و مقامى داشتند هميشه در درگيرى هاى لفظى خود صاحبان شبكه هايى كه پيش از انقلاب خواننده يا بازيگر بوده اند را از طعنه «مطرب و لوده» بى نصيب نمى گذارند، اما وضعيت خالقى يزدى و طرح سفر جنجالى اش به ايران آنقدر خيال گونه به نظر مى رسيد كه تمامى شبكه هاى سياسى آن را به باد ناسزا گرفتند، تنها كسى كه تلويحاً از گفته هاى خالقى يزدى حمايت مى كرد صوراسرافيل از شبكه آزادى بود. • نيامدن و تمام شدن ورود ۵۰ هواپيما در يك ساعت به فرودگاه مهر آباد، اين خلاصه تمام ۶ ماه سخن پراكنى خالقى يزدى است، اما آيا واقعاً مى توان به اين راحتى وارد فضاى ايران شد؟ يكى از مسئولان برج مراقبت مهرآباد در اين باره مى گويد: «براى ورود هر هواپيما به حريم هوايى ايران مى بايست مجوز صادر شود و اين مجوز حداكثر تا ۲۴ ساعت قبل از پرواز صادر مى شود، هواپيما به مرز ايران كه مى رسد كد مجوز را اطلاع مى دهد و سپس وارد حريم هوايى مى شود.» اين كارشناس اضافه مى كند: «ورود بدون مجوز به هيچ عنوان مقدور نيست و اگر هواپيماى مسافربرى چنين تخلفى را انجام دهد از سوى هواپيماهاى جنگنده رهگير شناسايى شده و مجبور به فرود مى شود، در حال حاضر فضاى هوايى ايران كاملاً رصد مى شود و پدافند هم هميشه هشيار است.» اين كارشناس ادعاهاى خالقى يزدى را كاملاً بيراه و مضحك مى داند و معتقد است كه خالقى يزدى هيچ اطلاعى از وضعيت ايران ندارد. اهورا خالقى يزدى همانگونه كه پيش بينى مى شد درست يك روز مانده به موعد عملى كردن وعده اش، از پرواز انصراف داد، مسئولان جمهورى اسلامى چندان واكنشى نسبت به اظهارات خالقى يزدى نشان ندادند، گواينكه نمى خواستند سطح اظهارات سياسى را تنزل دهند. وزير اطلاعات بدون ذكر نام از آمدن اهورا استقبال كرد و پيش از اين استقبال او را ديوانه خواند، طلايى رئيس پليس ۱۱۰ تهران نيز اظهارنظر مشابه اى داشت، رويانيان رئيس پليس ۱۱۰ نيز در گفت وگوى كوتاهى با شرق پرداختن به گفته هاى خالقى يزدى را كار درستى ندانست و او را ديوانه اى شمرد كه دنبال مطرح شدن است. جداى از اظهارنظرهاى سياسى، نظر يك روانپزشك را نيز درباره خالقى يزدى جويا شديم، دكتر محمد مجد قاطعانه مى گويد: «اين شخص حتماً تعادل روانى ندارد و دچار نوعى بزرگ منشى و افسردگى دوقطبى است، دو سه ماهى افسرده است و دوسه ماهى شاد است.» دكتر مجد از آنجا كه تا به حال خالقى يزدى را ويزيت نكرده است، اين احتمال را مى دهد كه او مبتلا به اسكيزوفرنى باشد. مجد درباره كسانى كه هوادار اهورا و نوع افكار او هستند هم نظر مى دهد كه به جنرال هيستريك مبتلايند بيمارى اى كه از نظر اين روانپزشك ديگر مى توان گفت خاص كشورهاى جهان سوم و مردمى است كه همواره مى خواهند بدون هيچگونه محاسبه اى به موفقيت برسند. دكتر مجد براى مثال پاريس ۱۸۷۸ را مثال مى زند كه جماعتى دچار هيسترى دسته جمعى شده بودند و رقص كنان به كليساى سن پيتر مى رفتند و اين وضعيت در شهر پاريس همه گير شده بود. دكتر مجد تمام اين تشخيص را با همان جمله ابتدايى اين گزارش كه از خالقى يزدى نقل كرده ايم داد: وقتى كه حرف مى زنم نمى دانم چه مى خواهم بگويم. خالقى يزدى از شامگاه نهم مهرماه، ديگر در تلويزيون رنگارنگ ظاهر نشد و اين تلويزيون كه شش ماه پيش با بحث هاى شفابخشى و فراپزشكى به جرگه تلويزيون هاى خارجى ايرانى پيوسته بود، دوباره همان روش را پيش گرفته است و در حال حاضر شخصى به نام مكى بدون تصوير درباره علت مرگ و چگونگى درمان مرگ صحبت مى كند. |